چرا کاهش تورم اینقدر سخت شده است؟

چالش‌های مهار تورم در اقتصاد ایران: بررسی هم‌زمانی نرخ بهره، نقدینگی و تورم

مهار تورم یکی از دغدغه‌های اصلی اقتصاد ایران است که در شرایط فعلی پیچیدگی‌های تازه‌ای یافته است. بررسی دقیق تحولات اقتصادی نشان می‌دهد که نه‌تنها نرخ تورم همچنان بالا باقی مانده، بلکه روند کاهش آن نیز از دوره‌های پیشین دشوارتر شده است. این وضعیت، اهمیت انتخاب سیاست‌های مناسب در زمینه کنترل تورم و نقدینگی را بیش از پیش نمایان می‌کند.

یکی از ویژگی‌های شاخص شرایط کنونی اقتصاد ایران، هم‌زمانی افزایش نرخ رشد نقدینگی، تورم و نرخ بهره اسمی است؛ پدیده‌ای که با تئوری‌ها و تجربه‌های سیاست پولی سنتی در تضاد است و نشان‌دهنده ناکارآمدی کانال نرخ بهره در انتقال سیاست‌های ضدتورمی است. این مقاله به بررسی این پدیده، دلایل دشواری مدیریت تورم در شرایط حاضر و پیامدهای سیاست‌های اقتصادی مرتبط می‌پردازد.

رابطه پیچیده میان نرخ بهره، نقدینگی و تورم در شرایط فعلی

در چارچوب‌های استاندارد سیاست پولی، افزایش نرخ بهره معمولاً به منظور کاهش خلق نقدینگی و در نهایت مهار تورم اجرا می‌شود. این رابطه به گونه‌ای است که رشد نرخ بهره باعث کاهش تقاضا برای اعتبار و کنترل جریان پولی می‌شود. اما در اقتصاد ایران، مشاهده شده که افزایش نرخ بهره به طور هم‌زمان با اوج‌گیری نرخ نقدینگی و تورم رخ می‌دهد؛ روندی که سهمی از انتظارات تورمی بالا و تنگناهای مالی کلی دارد.

در واقع، در این شرایط نرخ بهره بیشتر به عنوان یک بازتاب از ریسک‌های کلان و افزایش انتظارات تورمی عمل می‌کند تا یک ابزار فعال بانک مرکزی برای مهار تورم. همچنین، حتی با افزایش اسمی نرخ بهره، نرخ بهره واقعی (با کسر تورم) در بسیاری اوقات منفی باقی می‌ماند که نشان‌دهنده ناکارآمدی سیاست‌های فعلی است.

دلایل پیچیده دشواری کاهش تورم در ایران

سابقه اقتصاد ایران نشان می‌دهد که جهش‌های تورمی همواره با دوره‌هایی از فروکش کردن مواجه بوده‌اند، اما تغییر ساختار اقتصادی باعث تثبیت کف تورم در سطحی بالاتر نسبت به گذشته شده است. این وضعیت نشان می‌دهد اقتصاد ایران وارد یک رژیم تورمی جدید شده است که تحت تأثیر چندین عامل هم‌زمان قرار دارد:

1. محرک مالی-پولی

کسری‌های بودجه دولت، ناترازی مالی بانک‌ها و افزایش تکالیف بودجه‌ای باعث رشد نقدینگی می‌شود که موتور اصلی تورم به شمار می‌رود.

2. محرک ارزی-هزینه‌ای

وجود محدودیت‌های ارزی، فشارهای بیرونی و اختلال در زنجیره تأمین، هزینه‌های تولید و واردات را به طور مزمنی افزایش داده و تورم هزینه‌ای را تشدید می‌کند.

3. محرک انتظارات تورمی

در اقتصاد با سابقه تورمی بالا، نرخ ارز به عنوان لنگر ذهنی قیمت‌ها عمل می‌کند و هر شوک اقتصادی یا سیاسی، انتظارات تورمی را برافروخته‌تر می‌سازد.

این سه محرک با هم موجب می‌شوند تأثیرات نقدینگی بر تورم به سرعت جلوه کرده و سیاست‌های پولی معمول کارایی کافی نداشته باشند.

نرخ بهره بالا: ابزار سیاست یا نشانه بحران؟

افزایش نرخ بهره در شرایط فعلی اقتصاد ایران دو وجهه دارد. از یک سو افزایش هزینه‌های تأمین مالی بنگاه‌ها را به دنبال دارد که رکود اقتصادی را تشدید می‌کند. از سوی دیگر بسیاری از فعالان اقتصادی و حتی دولت، به دلیل ضعف در ترازنامه‌های مالی قادر به اجرای تعهدات مالی خود نیستند و ترمیم بدهی‌ها به امری روتین تبدیل شده است. این وضعیت باعث کندی جریان نقدینگی می‌شود، ولی از طرف دیگر به واسطه انباشت سود اسمی، نقدینگی باز هم افزایش می‌یابد. یعنی دور باطلی به وجود می‌آید که: افزایش تورم منجر به افزایش نرخ بهره، به فشارهای مالی و امهال بدهی‌ها، و در نهایت به رشد نقدینگی و دوباره تورم بالاتر ختم می‌شود.

بنابراین افزایش نرخ بهره همزمان با رشد نقدینگی، در شرایط کنونی نمی‌تواند به عنوان نشانه مهار تورم در نظر گرفته شود بلکه هشداردهنده وضعیتی بحرانی و پیچیده است.

تورم نتیجه تعامل متعدد نهادها و ساختارهای اقتصادی

تورم در ایران محصول عملکرد یک نهاد خاص نیست بلکه نتیجه تعاملات پیچیده میان سیاست‌های مالی، چارچوب‌های بودجه‌ای، ناترازی‌های بانکی، ساختار قیمت‌گذاری‌ها و حتی ساختار نهادی است که انجماد مشکلات مالی و تأخیر در حل آنها را موجب می‌شود. توقع اینکه بانک مرکزی به تنهایی از طریق تغییر نرخ بهره قادر به کنترل تورم باشد، ساده‌انگارانه می‌نماید و بازتاب‌دهنده درک ناکامل از ساختار اقتصاد است.

راهبردهای سیاستی برای مهار تورم در شرایط فعلی

تجارب گذشته نشان‌دهنده آن است که فرآیند کاهش تورم در هر اقتصادی، حتی با وجود نهادهای قوی، پیچیده و پرهزینه است. در شرایط خاص ایران که محدودیت‌های بیرونی و مشکلات مالی داخلی هم وجود دارد، هزینه و دشواری این فرآیند به مراتب بالاتر است.

بنابراین، سیاست‌گذاران باید از اتخاذ راهکارهای ساده، کوتاه‌مدت و کم‌هزینه پرهیز کنند که احتمال دارد در نهایت تورم را افزایش دهند. کنترل موثر تورم نیازمند یکپارچگی و هماهنگی بین سیاست‌های پولی و مالی، مهار کسری‌های پنهان بودجه، اصلاح سمت عرضه و مدیریت واقع‌بینانه انتظارات تورمی با استفاده از ابزارهای کارآمد است.

در این چارچوب، شاید هدف واقع‌بینانه در کوتاه‌مدت کاهش شدید تورم نباشد، بلکه جلوگیری از افزایش بیشتر تورم و حفظ ثبات نسبی اقتصادی باشد.

نتیجه‌گیری

داده‌ها و تحولات اخیر در اقتصاد ایران نشان می‌دهد که موتورهای اصلی نقدینگی، تورم و نرخ بهره به شکل هم‌زمان در حال افزایش هستند که این روند بیانگر دشواری، پرهزینه بودن و زمان‌بر بودن کنترل تورم در آینده نزدیک است. از سوی دیگر، استفاده از نسخه‌های سیاستی تک‌عاملی یا صرفاً تکنوکراتیک ریسک افزایش ناکارآمدی‌ها و زیان‌های اجتماعی را بالا می‌برد.

در نهایت، مدیریت موفق مهار تورم در اقتصاد ایران نیازمند نگاه کل‌نگر، سیاست‌های هماهنگ و دوراندیشانه است تا کاهش رفاه اجتماعی و آسیب به خانوارها به حداقل برسد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *